هج فاند چیست؟
هج فاندها صندوق های سرمایه گذاری بسیار پر رسیکی هستند که می توانند در سبد سرمایه گذاری خود انواع دارایی ها از جمله سهام، ملک، طلا یا هر دایی دیگری را نگهداری کنند. همچنین ممکن است این صندوق ها از انواع معاملات مانند معاملات اهرمی، فروش استقراضی، اتخاذ موقعیت در ابزار مشتقه و بازارهای CFD جهت کسب سود استفاده کنند.
با توجه به ریسک بالای این صندوق ها چرا آنها را صندوق های پوششی یا صندوق های پوشش ریسک می نامند؟ هج فاندها تلاش می کنند تا با متنوع سازی سرمایه گذاری ها ریسک خود را پایین آورده و با استراتژی های مختلف به بازدهی بالا و مستقل از شرایط کلی بازار دست یابند.
هج فاندها یا صندوق های پوششی را می توان به دسته های مختلف تقسیم کرد. این دسته بندی ها ممکن از منظرهای متفاوت انجام شود. گاهی اوقات این صندوق ها بر حسب نوع استراتژی های بکار گرفته شده و گاهی بر اساس نوع دارایی هایی که صندوق ها در آن سرمایه گذاری کرده است طبقه بندی می شوند. این طبقه بندی به ما کمک می کند تا بتوانیم در هنگام سرمایه گذاری بازدهی و ریسک انواع مختلف هج فاندها را با هم مقایسه و گزینه مناسب تر را انتخاب.
انواع هج فاندها بر اساس استراتژی معاملاتی
در یک دسته بندی بر اساس استراتژی های معمول می توان صندوق ها را به چهار نوع تقسیم کرد. این استراتژی ها شامل: رویداد محور (event-driven)، ارزش نسبی (relative value)، کلان (macro) و پوشش ریسک سهام (equity hedge) می باشد.
1- استراتژی های رویداد محور:
هج فاند در این نوع استراتژی به دنبال کسب سود از رویدادهای کوتاه مدت است. این رویدادها ممکن است تملک یا تجدید ساختار کلی در یک شرکت باشد که شرکتهای دیگر را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. این نوع استراتژی از تحلیل جزء به کل استفاده می کند. انواع استراتژی هایی که در این دسته قرار می گیرند به شرح زیر است.
- آربیتراژ ادغام: در این استراتژی زمانیکه یک شرکت اعلام می کند که قصد تملک یا ادغام با شرکت دیگر را دارد سهام شرکت مورد تملک خریداری و سهام شرکت سرمایه گذار را فروخته می شود. در این حالت مدیر هج فاند انتظار دارد شرکت سرمایه گذار برای تملک شرکت کوچکتر بهای گزافی بپردازد که بخشی از آن از طریق بدهی تامین می شود. در این استراتژی ریسک این وجود دارد که ادغام یا تملک اتفاق نیفتد و یا صندوق در زمانبندی مناسب از موقعیت های خرید و فروش خود خارج نشود.
- تجدید ساختار: در این استراتژی تمرکز بر روی شرکتهای ورشکسته یا در حال ورشکستگی است. هج فاندها تلاش می کنند تا از طرق مختلف از سهام شرکتهای در حال ورشکستگی کسب سود کنند. ممکن است هج فاند اوراق با درآمد ثابت این شرکتها را با قیمت بسیار پایین خریداری کند. این کار زمانی انجام می شود که انتظار تجدید ساختار و بهبود شرایط شرکت مورد نظر وجود دارد. همچنین ممکن است هج فاند در یک رویکرد پیچیده تر اوراق بدهی با اولویت بالاتر را خریداری و اوراق بدهی بنجل را بصورت استقراضی بفروشد. به همین ترتیب ممکن است سهام ممتاز خریداری و سهام عادی بصورت استقراضی فروخته شود. این معاملات به امید افزایش شکاف قیمتی بین دو نوع اوراق انجام می شود.
- سهامدار مخالف: در این نوع استراتژی ها هج فاند می خواهد با خرید درصد قابل توجهی از سهام یک شرکت بر روی سیاست ها و خط مشی های آن شرکت تاثیر بگذارد. ممکن است هج فاند از واگذاری زیر مجموعه ها، تقسیم سرمایه بین سهامداران و تغییرات مدیریتی حمایت کند.
- موقعیت های خاص: این استراتژی تمرکز بر سهام شرکتهایی دارند که درگیر تجدید ساختار به غیر از ادغام تملک یا ورشکستگی هستند. در این رویکرد فعالیت هایی مانند انتشار و بازخرید اوراق بهادار، توزیع سرمایه و فروش دارایی ها مورد توجه واقع می شود.
2- استراتژی های ارزش نسبی:
این استراتژی به دنبال کسب سود از قیمت گذاری ناصحیح بازار در مورد چند اوراق مرتبط است. انتظار بر این است که با گذشت زمان کوتاهی این قیمت گذاری های اشتباه اصلاح شوند. مثال هایی از استراتژی ارزش نسبی در زیر آمده است.
- آربیتراژ اوراق با درآمد ثابت قابل تبدیل: این روش در پی کسب سود از قیمت گذاری اشتباه اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام است بگونه ای که اوراق قرضه خریداری و سهام مربوطه فروخته می شود.
- اوراق با درآمد ثابت با پشتوانه دارایی: این استراتژی ها تمرکز بر ارزش نسبی بین انواع اوراق با درآمد ثابت با پشتوانه دارایی (ABS) و اوراق رهنی (MBS) دارد تا بتواند از قیمت گذاری اشتباه اوراق با پشتوانه دارایی، کسب سود کند.
- اوراق درآمد ثابت معمول: این استراتژی وارد اوراق بدهی دو شرکت متفاوت، اوراق یک شرکت و اوراق دولتی یا اوراق مختلف یک ناشر خاص می شود.
- نوسان پذیری: این استراتژی ها از اختیار خرید و اختیار فروش در یک دارایی خاص یا در دارایی های مختلف استفاده می کنند. قیمت اختیار معامله، نوسان ضمنی قیمت ها را منعکس می کند و هر چه قیمت ها نوسان بیشتری داشته باشند قیمت اختیار معامله نیز افزایش می یابد.
- استراتژی چندگانه: در این استراتژی بجای تمرکز بر قیمت های نسبی یک طبقه دارایی یا یک ابزار مالی، کل بازار برای یافتن هر نوع فرصت جستجو می شود.
3- استراتژی های کلان:
هج فاندهایی که از این نوع استراتژی استفاده می کنند با رویکرد کل به جزء سعی در شناسایی روندها در بازارهای مالی جهان دارند. بطور کلی این صندوق ها معاملات خود را در بازارهای سهام، اوراق بدهی، ارز و کالا انجام می دهند. هج فاندهای کلان با استفاده از فاکتورهای کلان اقتصادی روندهای کلی بازار را پیش بینی می کنند و جهت کسب سود وارد موقعیت های خرید و فروش مختلفی می شوند. درباره استراتژی کلان جهانی بیشتر بخوانید.
4- استراتژی های پوشش ریسک سهام:
این نوع صندوق ها را می توان بعنوان اولین هج فاند ها در نظر گرفت. آنها با تمرکز بر بازارهای سهام موقعیت های خرید و فروش روی سهام و ابزار مشتقه سهام می گیرند. نمونه هایی از استراتژی های این دسته از هج فاندها در زیر آمده است:
- بازار خنثی: در این استراتژی با استفاده از تحلیل بنیادی و تکنیکال، سهام قیمت گذاری شده بالاتر یا پایین تر از ارزش ذاتی کشف می شود. سپس سهام با قیمت بیش از ارزش ذاتی بصورت استقراضی فروش و سهام با ارزش خریداری می شود. این صندوق های پوششی سعی می کنند تا با حفظ خالص موقعیت های خود بازده مستقلی از بازده بازار کسب کنند و در اصطلاح بتای نزدیک به صفر داشته باشند. رویکرد این است که از یک دارایی خاص کسب سود شود در حالیکه ریسک کل بازار کنترل می شود.
- رشد بنیادی: در این رویکرد سهامی که از نظر بنیادی قوی هستند به منظور رشد زیاد در قیمت خریداری می شوند.
- ارزش بنیادی: صندوق در این استراتژی سهامی را خریداری می کند که از ارزش ذاتی خود کمتر قیمت گذاری شده است.
- جهت گیری آماری: این استراتژی از تحلیل تکنیکال جهت خرید و فروش و یافتن روابط بین اوراق مختلف استفاده می کند.
- تمایل به فروش: این استراتژی بدنبال یافتن اوراقی است که بیش از ارزش ذاتی قیمت گذاری شده اند. برای این منظور هم از تحلیل بنیادی و هم از تحلیل تکنیکال استفاده می شود.
- بخش مشخص: در این استراتژی هج فاند در یک صنعت فعال است و بدین صورت فعالیت خود را تخصصی می کند.
سخن آخر
بسیاری از هج فاندها با تمرکز بر یک استراتژی یا یک دسته از دارایی ها فعالیت خود را آغاز و در صورت موفقیت کار خود را گسترش داده و از استراتژی های چند گانه استفاده می کنند. گر چه سرمایه گذاری در هج فاندهای تک استراتژی مزیت هایی مانند تخصص بیشتر در یک زمینه، دسترسی با سرمایه کمتر و مدیریت تخصصی را برای سرمایه گذار فراهم می کنند تفاوت اصلی بین هج فاندهای تک استراتژی با هج فاندهای استراتژی چند گانه در کارمزدهای مدیریتی بالاتری است که سرمایه گذار به صندوق می پردازد.
هر هج فاند معمولا دو کارمزد دارد. درصدی که بر دارایی تحت مدیریت صندوق اعمال می شود بعلاوه درصدی از بازده صندوق که بعنوان کارمزد انگیزشی مدیریت می باشد. برای مثال ممکن است کارمزد مدیریت صندوق برابر با بیست درصد کل بازده بعلاوه دو درصد مجموع دارایی تحت مدیریت باشد. بنابراین با توجه نرخ بالای کارمزد این نوع صندوق ها بسیار حائز اهمیت است که قبل از سرمایه گذاری در صندوق های پوششی به ساختار کارمزد آن توجه شود. برخی اوقات کارمزد انگیزشی تنها زمانی از سرمایه گذار کسر می شود که صندوق حداقل بازدهی از قبل تعیین شده را کسب کرده باشد. معمولا این حداقل بازدهی برابر با نرخ بازده بدون ریسک است.